‘آلیس در سرزمین عجایب’ رکورد شکست

10 مارس 2010 Hussein بدون دیدگاه

فیلم آلیس در سرزمین عجایب، به کارگردانی تیم برتون، رکورد فروش فیلم سه بعدی را در نخستین هفته اکران در سینماهای امریکای شمالی شکست.

این فیلم با بازی جانی دپ و هلنا بونهام کارتر به فروش ۱۱۶ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار دست یافت و فروش اولین آخرهفته اکران فیلم آواتار، پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما، را پشت سر گذاشت.

حالا در فهرست پرفروش ترین فیلم ها تریلر بهترین بروکلین با اختلاف نسبتا زیاد با فیلم تیم برتون، با فروش ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار در جایگاه دوم قرار دارد.

در این فهرست، فیلم شاتر آیلند، جدیدترین اثر مارتین اسکورسیزی، از جایگاه اول به جایگاه سوم سقوط کرده است.

کمپانی دیزنی، سازنده آلیس در سرزمین عجایب انتظار داشت فروش این فیلم در هفته اول به ۷۰ میلیون دلار برسد.

این فیلم رکورد تازه دیگری هم به جا گذاشته است: بالاترین فروش اولین آخرهفته در سه ماه اول سال.

۵ فیلم پرفروش هفته در امریکا
۱- آلیس در سرزمین عجایب- ۱۱۶ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار

۲- بهترین بروکلین- ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار

۳- شاتر آیلند- ۱۳ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار

۴- کاپ اوت- ۹ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار

۵- آواتار- ۷ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار

این رکورد پیش از این به فیلم مصائب مسیح اثر مل گیبسون در سال ۲۰۰۴ تعلق داشت.

با وجود برخی مخالفت ها به دلیل وجود یک هزارپای سیگاری در این فیلم، آلیس در سرزمین عجایب موفق شده مجوز “فیلم مناسب کودکان” را نیز در امریکا دریافت کند.

آواتار که روز یکشنبه در مراسم اسکار، از کسب جایزه بهترین فیلم بازماند، در دوازدهمین هفته اکران در امریکای شمالی، جایگاه خود را در رتبه پانزدهم جدول پرفروش ها حفظ کرده است.

آواتار تاکنون تنها در امریکا و کانادا بیش از ۷۲۰ میلیون دلار فروخته است.

تیم برتون فیلم آلیس در سرزمین عجایب را بر اساس رمان کلاسیک لوییس کارول به همین نام ساخته است.

او کارگردان فیلم‌هایی نظیر ادوارد دست قیچی، ادوود، چارلی و کارخانه شکلات‌سازی، سویینی تاد و انیمیشن عروس مرده است.

آقای برتون ریاست هیئت داوران جشنواره فیلم کن سال ۲۰۱۰ را بر عهده خواهد داشت.

حمله گلسنگ ها به سربازان تخت جمشید

9 مارس 2010 Hussein بدون دیدگاه

مهر: سنگهای جان سخت تخت جمشید که 2300 سال پیش یورش اسکندر مقدونی و 1400 سال پیش حمله ی آتشبار اعراب را به خود دیده اند در آغازین ماههای دهمین سال قرن بیست و یکم بار دیگر مورد حمله ای آرام اما ویرانگر قرار گرفته اند، حمله ای که در آن سربازان لشکر دشمن را گلسنگ ها تشکیل می دهند.

هجوم آرام و بی سر و صدای لشکر ویرانگر گلسنگ ها بر دیواره های تخت جمشید و گسترش روز به روز آنها در حالی که هیچ مانعی جلودارشان نیست، نقش و نگار این کاخ پرشوکت هخامنشی را هدف قرار داده است. تصاویر حکاکی شده ی گلهای لوتوس و سربازان ارتش جاویدان هخامنشی در بخشهایی از تخت جشمید اصلی ترین اهداف تخریبی این گلسنگهای سمج هستند.

نقش سرباز ارتش جاویدان بر دیوار تخت جمشید در زیر یورش گلسنگ ها

در کتابهای تاریخی در ستایش از گارد هخامنشی نوشته شده: ” این گارد شامل سربازان و نیروهای خبره ای بود که هم به عنوان گارد شاهنشاهی و هم به عنوان عضوی از ارتش در جنگهای ایران و یونان استفاده می شد”، از همین رو نیز این گارد  و اعضایش در آن دوران اهمیت و اعتبار فراوانی داشت. اینگونه شد که نقشواره این ارتش بر دیوارهای هخامنشی حک شد تا برای همیشه ی تاریخ جاودان بماند.

سربازان ارتش هخامنشی بعد از آن همه جانفشانی و جهانگشایی و سر فرو نیاوردن در برابر دشمنان حالا که تنها نقشی از آنها بر دیوارهای تخت جشمید به یادگار مانده مورد هجوم بی امان و موریانه ای گلسنگ ها قرار گرفته اند تا در بی خبری و شاید بی تفاوتی متولیان امور همین آخرین نشانه از آنها نیز از میان برداشته شود.

گلسنگ ها از سر و کول لباس نظامی سرباز هخامنشی بالا رفته و او را محو کرده اند

” گلسنگ موجودی متشکل از قارچ و جلبک است که با سرعت بسیار کم رشد می کند و می تواند در زیستگاههای نامناسب مثل کویر و نواحی قطب جنوب زنده بماند. بسیاری از گونه های این گیاه روی سنگها می رویند و مواد معدنی آنها را جذب می کنند که در نتیجه‌ فعل و انفعال گلسنگ، سنگها می شکنند و به خاک تبدیل می شوند.”

این نقش مات زمانی سربازی از سربازان ارتش جاویدان بود

اکنون این موجودات ساده تشکیل شده از قارچ و جلبک بر سر روی تخت جمشید چمبره انداخته تا آخرین نگاره های بازمانده از قدرتمندترین ارتش دنیا در 2500 سال پیش را که توسط هنرمندان خوش ذوق هخامنشی آفریده شده است به خاک تبدیل کرده و محو کنند.

دکتر پریسا محمدی میکروبیولوژیست و عضو هئیت علمی دانشگاه الزهرا در گفتگو با خبرنگار مهر در همین رابطه با اشاره به آسیبی که گلسنگ ها می توانند به یک اثر تاریخی وارد کنند می گوید: گلسنگ ها به دو روش فیزیکی و شیمیایی قادر به تخریب بستر خود هستند. در روش فیزیکی ریسه و یا بافت گلسنگ به درون سنگ نفوذ می کند و به واسطه فشار مکانیکی که به لایه های سنگ وارد می کند باعث خرد شدن و تخریب سنگ می شود این عمل را می توان به مته ای تشبیه کرد که با فشار بر لایه های درونی راه پیدا می کند و باعث خرد شدن بستر می شود.

گل لوتوس اصلی ترین نماد به کار رفته در نقشوارهای هخامنشی است که …

دکتر محمدی می افزاید: گلسنگ ها از لحاظ ظاهری به چند دسته تقسیم می شوند. نوع اول کاملا به بستر خود می چسبند که این بستر می تواند سنگ، صخره و یا تنه درخت باشد و نوع دوم آن شبیه برگ است و دسته دیگر آن نیز ساختار بوته ای یا درختچه ای دارد.

این استاد دانشگاه که تحقیقات مفصلی در رابطه با آثار سنگی تاریخی انجام داده است در مورد دلیل وجود گلسنگ ها بر روی بسترهای سنگی صخره ای معتقد است: مکانسیمهای شیمیایی تخریب سنگها توسط گلسنگ ها نسبتا پیچیده است. ترکیبات مختلفی شناسایی شده که در حین رشد و نمو گلسنگ تولید و به بیرون ترشح می شود که این ترکیبات غالبا اسیدی بوده و موجب حل شدن بستر سنگی که متشکل از مواد معدنی است می شود و از سوی دیگر ترکیباتی نیز تولید و ترشح می شود که قادر به استخراج کاتیونها از بسترهای سنگی است. در نهایت مجموع این عوامل بیولوژیکی به همراه عوامل فرسایش شیمیایی و فیزیکی موجب تخریب صخره با سنگ می شود.

گلسنگها در حال پهن کردن چتر خود بر سر یک گل لوتوس

در همین حال نیز بنا بر عقیده تعدادی دیگر از کارشناسان و آنگونه که نتیجه برخی پژوهشها در این زمینه نشان می دهد نمی شود گلسنگ ها را به طور کامل از روی آثار تاریخی برداشت و آن را از بین برد بلکه تنها می توان رشد آنها را متوقف کرد به همین دلیل باید براساس نوع و مدل هر گلسنگی برای برداشتن آن اقدام کرد.

برای علاقمندان دل نگران میراث فرهنگی کشور این روش یا آن روش فرقی نمی کند، گلسنگ های در حال رشد بر بستر دیواره های تخت جمشید که گویا کمر به محو نقش و نگارهای زیبا و شکوهمند هخامنشی بسته اند را باید به هر شکل ممکن پاک کرد.

یک گل لوتوس در احاطه گلسنگهای کهنه و نو

گلسنگ ها اگر چه آرام و نامحسوس رشد می کنند اما با این همه می توانند حامل آسیبهای دهشتناکی برای بنای پراهمیتی چون تخت جمشید باشند و اگر در همچنان بر همین پاشنه بچرخد و متولیان امور فکری برای جلوگیری از تاخت و تاز میلیمتری آنها در این بنای باستانی نکنند، گلسنگ ها بزودی کل کاخ را فتح خواهند کرد.

دسته هااخبار ايران برچسب ها:

اسکن مغزی که درد را احساس می کند

6 مارس 2010 Hussein بدون دیدگاه

pain-map.jpg

در علم پزشکی همیشه باید درد را وصف کرد. اما حالا وقت اش رسیده است که بتوان درد را هم دید. محققانی که روی این موضوع کار می کردند می گویند حالا می توانند درد را از بیرون اندازه گیری کنند. ادعای بزرگی که می تواند دریچه جدیدی در دنیای پزشکی باشد. تصورش را بکنید با این روش می توان فهمید که یک نوزاد تازه متولد شده که قادر به حرف زدن نیست درد دارد یا نه؟ یا می توان از درد فردی که قادر به ارتباط کلامی با محیط خارج نیست مطلع شد. ‏

در روش جدید محققان کالج سلطنتی لندن با متدی به نام ASL- Arterial Spin Labelling به بررسی اسکن های Functional MRI گروهی از داوطلبان پرداخته اند. این روش قبلا هم به کار می رفته است. اما تا به حال برای بررسی میزان درد در بیماران مورد کاربرد قرار نگرفته بود. ‏

تحقیق جدید نشان داد که میزان خون اشباع از اکسیژن در محل هایی از مغز که مسوول حس درد هستند ارتباط مستقیمی با میزان دردی دارند که بیمار حس می کنند. بنابراین با اندازه گیری آن می توان مقدار درد بیمار را محاسبه کرد. ‏

در حال حاضر پزشکان برای تخفیف درد بیماران با مشکلات متعددی روبرو هستند. از آنجایی که هر کسی درد را از زبان خودش وصف می کند نمی توان برای آن یک معیار قایل شد بنابراین در تجویز دارو و دوز مناسب باید بر اساس تخمین عمل کرد. از طرف دیگر برخی بیماران مانند افرادی که به مواد مخدر اعتیاد دارند تظاهر به درد می کنند تا بتوانند داروهای مسکن از نوع مخدر را دریافت کنند. ‏

تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید میزان دردتان را به کسی نشان بدهید؟ شاید در آینده نزدیک بتوانید بگویید که امروز ۱۵ واحد درد داشتم. با این روش احتمالا پیدا کردن همدرد هم کار سختی نخواهد بود. ‏

دسته هاخبرهای عجيب, فناوری, پزشكي برچسب ها:

با فناوری جدید مایکروسافت، بدن شما تبدیل به یک صفحه لمسی خواهد شد!

6 مارس 2010 Hussein بدون دیدگاه

یکی از مشکلاتی که در هنگام کار با ابزارهای پرتابل مثل موبایل یا پخش‌کننده‌های موسیقی داریم این است که کار با صفحه لمسی یا دکمه‌های کوچک آنها، آن چنان که باید آسان نیست. مثلا ورزشکاری را تصور کنید که هنگام دویدن عادت دارد به موسیقی گوش کند، پیداست که عوض کردن قطعات موسیقی برای او ساده نیست. تصور کنید که در یک خیابان شلوغ در حالی که در یک دستتان، نایلون خرید را دارید، می‌خواهید پاسخ SMS دوستتان را بدهید.

ما به دفعات به مشکلاتی مشابه دو مثال بالا در زندگی روزانه‌مان برخورد می‌کنیم. اما فناوری جدید که مایکروسافت و دانشگاه «کارنیگی ملون» ابداع کرده‌اند، ممکن است به این دردسر خاتمه دهد.

 

در فناوری جدید، قسمتی از پوست بدن مثل جلوی ساعد می‌تواند مبدل به یک صفحه لمسی شود. فناوری جدید Skinput نام دارد و خود متشکل از دو فناوری دیگر است:

۱- وقتی شما با انگشت به قسمت‌های مختلف دستتان ضربه می‌زنید بر حسب جایی که ضربه وارد می‌شود، امواج صوتی با شدت و فرکانس‌های مختلف تولید می‌شود. حس‌گری این امواج صوتی را می‌گیرد و به پردازنده سیستم می‌فرستد تا مشخص شود، کاربر کجا دستش را لمس کرده است. صوتی که در هنگام لمس کف دست، انگشتان یا نقاط مختلف ساعد ایجاد می‌شود، ویژگی‌های مختلف دارند، تفاوت بافت نرم، ماهیچه‌ها و استخوان‌های قسمت‌های مختلف دست، باعث این اختلاف می‌شود.

۲- یک پروژکتور بسیار کوچک، که با بازوبندی به بازو بسته می‌شود و تصویر را روی ساعد یا کف دست می‌تاباند.

 

حتی هنگامی که در حال حرکت باشید، باز هم این سیستم به درستی عمل می‌کند. به علاوه لازم نیست همیشه پروژکتور کوچک روشن باشد، مثلا شما برای کار با یک پخش‌کننده موسیقی می‌توانید از سرانگشتان یک دست را به جای دکمه‌های وسیله، مورد استفاده قرار بدهید، کافی است که به خاطر بسپارید که مثلا لمس انگشت شست، صدای سیستم را بلند می‌کند، یا لمس انگشت کوچک دست، باعث پخش ترک بعدی می‌شود.

بنابراین به زودی باید شاهد افرادی باشید که مثل دیوانه‌ها در حال لمس کردن و خاراندن مناطق مختلف دستشان هستند و ما فقط اگر مطلع باشیم و بدانیم چنین فناوری‌ای وارد بازار شده، بعد از چند لحظه درنگ متوجه قضیه می‌شویم!
همان طور که عادت‌کرده‌ایم که افرادی را ببینیم که در ظاهر در خیابان بلند بلند با خودشان حرف می‌زنند و در واقع در حال صحبت با هدست بلوتوث‌شان هستند، با این فناوری هم کنار خواهیم آمد!

دسته هاخبرهای عجيب, فناوری برچسب ها:

۷ ترفند ساده برای یک سخنرانی بدون ترس

6 مارس 2010 Hussein بدون دیدگاه

1- این رو قبول کنید که همواره کمی ترس و عصبانیت همراه شماست.
این اصل خیلی مهمی تو انجام یک پرزنت هست. بهتره خودتون به حضار بگین که کمی ترس ورتون داشته تا اینکه خودشون کشف کنن که شما کمی استرس و ترس دارین. اینجوری دیگه لازم نیست استرس و ترس خودتون رو بپوشونین وکلی از سنگینی کارتون کم میشه. شما میتونید این مطلب که کمی استرس و ترس دارین رو به صورت جوک و فان به حضار بگین. مثلا بگین که “1 ساعت پیش فقط من و خدا میدونستیم که من درباره ی چی میخام صحبت کنم؛ ولی حالا فقط خدا میدونه چی میخواستم بگم!! ”

2- بازنگری به حضار
حالا که قبول کردین هرکسی موقع ارائه دادان کمی ترس وعصبانیت داره، نوبت اونه که یه جور دیگه به حضار نگاه کنین. یعنی به جای اینکه اونها رو افرادی هستن که میخان پرزنت شما رو ارزیابی کنن اونها رو افرادی در نظر بگیرین که میخان بعد از شما اونها هم ارائه داشته باشن. پس طبق اصل 1 اونها هم کمی ترس و استرس دارن، پس دلیلی نداره که شما هم عصبانیت نداشته باشین.
یک دید دیگه به حضار اینه که اونها رو به عنوان دوستایی در نظر بگیرین که مثلا 10 ساله ندیدینشون، به این طریق شما میتونین یک ارتباط چشمی (Eye contact) عالی با مخاطبینتون داشته باشین. به این علت که شما همش در این فکر خواهید بود که به چشم ها و صورت حضار نگاه کنید و پیش خودتون فکر کنین که اونها رو قبلا کجا دیدین.
تو بعضی کتابها گفته میشه که فکر کنین کسی دور و برتون نیست و شما تتنها هستید، ولی پنداشتن چنین حالتی در حالی شما میدونید سالن پر از افراد مختلفه خیلی سخته، پس بهتره یکی از دو حالت بالا رو در نظر بگیرین.

3- کمک گرفتن از رسانه های تصویری
بیشتر افراد از اینٍ ارائه میترسن که میدونن افراد زیادی دارن اونها رو تماشا میکنن. پس بهترین کار در این حالت اینه که نگاه اونها رو از خودتون دور کنید. چه جوری؟ نظرتون راجع به استفاده از پاورپویت یا پخش کردن تعدادی کاغذ بین حضار چیه ؟! اینجوری نصف بیشتر زمانی که شما دارین ارائه میدین نگاه حضار به شما نیست و شما میتونین با خیال راحت کارتون رو دنبال کنین، و هر وقت دیدین که کسی نگاهش به شماست، فورا کسی رو پیدا کنید که حواسش به اسلاید ها و یا کاغذ هایی که بشون دادید !

4-عمدا اشتباه کنید !
برای مثال وقتی که به طور عمدی کاغذ نت هاتون از دستتون به زمین می افته هنگام برداشتنش از روی زمین بگین که از اینجا به بعد ارائه ی من گیج کننده تر میشه. این باعث میشه که حضار کمی  بخندن. و این باعث جذابتر شدن  بیشتر ارائه شما میشه و مسلما میتونه روی رای داورها هم تاثیر بذاره.
مثلا یادمه که یکبار یکی از دوست هام ارائه ای در باره ی “جوشکاری زیر آب” داشت و جزو معایب این روش، خورده شدن توسط کوسه رو ذکر کرده بود!
مطمئن هستم بعداز ابن عمل و دریافت این نکته که حواس شنودگان با شماست، با اعتماد به نفس بیشتری به کارتون ادامه میدین.

5-فقط برای یک نفر نطق کنید.
یکی دیگه از عواملی که باعث ترس ارائه دهنده میشه، شلوغی سالنه. اینکه تعداد زیادی آدم ساکت اونجا نشستن  و منتظر نطق شما هستن. پس بهترین کار تو اینجور مواقع اینه که روی صحبتتون فقط به یک نفر باشه. و بقیه اصلا توجهی به سخنرانی شما ندارن. هرچند لحظه هم این شخص رو عوض کنین و روی شخص دیگری فوکوس کنین.

6-تائیرگذاری با نظرات شخصی
فقط سعی نکنید روی موضوع فوکوس کنید. سعی کنید نظرات خودتون رو هم توی اون موضوع ارائه بدین. الیته این نظراتتون رو باید از قبل آماده کرده باشین. مسلما کسایی که اونجا جمع شدن فقط نمیخان گردآوری شما رو راجع به یک موضوع بدونن و به نظرات شما هم علاقمندن وگرنه به جلسه ی شما نمیمودن!

7- تمرین، تکرار و آزمایش
هرکسی با توجه به خلق و خو و خصوصیات فردیش، میتونه یه نوعی استرس و ترس خودشو کاهش بده. مثلا یکی با قدم زدن، یکی با توی دست گرفتن یه خودکار و یکی هم با خوردن جرعه ای آب. شما میتونید تو ارائه های مختلف با تمرین و تکرار این ترس رو کاهش بدین. پس از داوطلب شدن برای ارائه تو کلاس هرگز غافل نشید که همین قدم های کوچیک میتونه شما رو به بهترین سخنرانها و ارائه دهندگان تبدیل کنه.

دسته هااجتماعي برچسب ها:

داستان زندگی رسول اعظم (ص)

5 مارس 2010 Hussein بدون دیدگاه

دسته هاصوتي, پيامبر اعظم برچسب ها:

بیانات حضرت آيت الله خامنه‌ای در ديدار به مناسبت ولادت حضرت رسول اعظم (ص)

5 مارس 2010 Hussein بدون دیدگاه

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

 

تبريك عرض ميكنيم اين عيد سعيد را به همه‌ى حضار محترم و ميهمانان عزيز و به همه‌ى ملت بزرگ ايران؛ همچنين تبريك عرض ميكنيم به همه‌ى مسلمين عالم، امت بزرگ اسلامى و به همه‌ى حق‌جويان و آزاديخواهان عالم. روز هفدهم ربيع‌الاول، روز بسيار بزرگى در تاريخ بشر است. ولادت زبده‌ى بشر، صفوت خوبان و خلاصه‌ى فضائل الهى كه در وجود ابناء بشر قرار داده است، در يك چنين روزى است. همچنين ولادت امام صادق (عليه الصّلاة و السّلام) كه وصى بحق پيغمبر و ناشر افكار صحيح اسلامى و اسلام ناب است، در يك چنين روزى است.

 اين روز براى مسلمانان، يك روز بسيار پربركت است؛ همچنانى كه در آن روزى كه اين وجود مقدس قدم به اين عالم نهاد، نورى بود در دل ظلمات متراكم؛ «ظلمات بعضها فوق بعض».(1) اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) در تشريح آن روزها و آن اوضاع و آن وضع تيره‌ى بشريت در آن هنگام ميفرمايد: «و الدّنيا كاسفة النّور ظاهرة الغرور».(2) نور انسانيت از دل مردم و از دل جوامع زدوده شده بود؛ نه فقط در محيط عربستان، بلكه حتّى در دل امپراتورى‌هاى بزرگ و حكومتهاى متمدن آن زمان؛ يعنى دولت ايران باستان و روم قديم. غرور و خطاى در فهم حقيقت، در همه‌ى انحاء زندگى بشر ظاهر و آشكار بود. انسانها راه را نميشناختند، هدف را نميشناختند. البته مؤمنينى هم در آن وقت بودند كه راه درست را ميرفتند. اين به معناى اين نيست كه همه‌ى آحاد بشر در آن روز گناهكار و خطاكار بودند؛ اما وضعيت عمومى دنيا اين بود. چهره‌ى عمومى عالم، چهره‌ى ظلمت بود؛ چهره‌ى ظلم بود؛ چهره‌ى فراموش‌شدگى همه‌ى نشانه‌هاى انسانيت بود. در يك چنين وضعيتى، نور وجود پيغمبر به اراده‌ى حقِ عزيزِ متعال به تابش درآمد. اين براى تاريخ بشر يك روز فراموش نشدنى است. يادآورى آن به معناى اين نيست كه ما بخواهيم اثر آن را در عالم تجديد كنيم. چه ما بخواهيم، چه نخواهيم، اين حادثه، اين پديده‌ى عجيب و عظيم، اثر خودش را در تاريخ بشر گذاشته است. اگر در دنيا نامى از شرافتهاى انسانى، فضيلتهاى اخلاقى و برجستگى‌هاى وجود انسان ديده ميشود، به خاطر همين وجود مبارك است؛ به خاطر همين بعثت است كه كمال همه‌ى بعثتها و جامع همه‌ى فضيلتهاى پيامبران است.

 ما امت اسلام بايد اين پديده را، اين حادثه را براى خودمان يك درس قرار بدهيم. قبل از آنكه به ديگران بپردازيم، به خودمان بپردازيم. امروز امت اسلامى بشدت نيازمند بازتوليد حقائق اسلامى است، بازتوليد آن حوادث شگرف و عظيم است. امروز ما امت اسلامى نهايت احتياج را به چراغ هدايت وجود پيامبر مكرم داريم. امت اسلامى از لحاظ حجم جمعيت، يك مجموعه‌ى برجسته است – يك و نيم ميليارد انسان تشكيل دهنده‌ى امت اسلامى است – مناطق استقرار اين جمعيت عظيم، از لحاظ وضع جغرافيائى، از لحاظ خصوصيات طبيعى، از لحاظ منابع حياتى، جزو حساس‌ترين و مهمترين مناطق عالم است؛ در عين حال با اينكه هم از استعداد انسانى، هم از استعداد طبيعى هيچ چيز كم ندارد، اين امت امروز يك مجموعه‌ى سرگردان است. دليل سرگردانى آن همين است كه شما مشاهده ميكنيد. گرفتارى‌هاى بزرگ عالم، عمدتاً در همين كشورهاى مسلمان است. فقر در ميان امت اسلامى است، بى‌عدالتى و تبعيض در ميان ماست، عقب‌ماندگى علمى و فناورى در ميان ماست، هزيمت فرهنگى و ضعف فرهنگى مال امت مسلمان است. قدرتمندان عالم، حق امت مسلمان را به‌آسانى و بروشنى ضايع مى‌كنند و امت اسلامى نميتواند از حق خودش دفاع كند.

 امروز شما نگاه كنيد به وضعيت فلسطين؛ فلسطين يك نمونه است. البته نمونه‌ى بسيار مهمى است، اما فقط مخصوص فلسطين نيست. نگاه كنيد به فلسطين، ببينيد امت اسلامى يك جراحت بزرگى را در وجود خود دارد و آن، مسئله‌ى ملت بزرگ فلسطين و سرزمين تاريخى و مقدس فلسطين است. چه بر سر اين سرزمين آوردند؟ چه بر سر اين ملت آوردند؟ چه ميكنند با اين مردم؟ ماجراى غزه مگر قابل فراموش شدن است؟ مگر از ذهن امت اسلامى قابل زدوده شدن است؟ فشارها، بى‌رحمى‌ها، قساوتها و ظلمهائى كه همين امروز نسبت به مردم غزه ميشود، حتّى بعد از آن جنگ بيست و دو روزه كه دولت صهيونيست ناكام شد و نتوانست مقاصد خودش را عمل كند، تا امروز همچنان اين ظلم بر مردم غزه ميرود و امت اسلامى نميتواند از آنها دفاع كند. امت اسلامى در مقابل اين پديده آنچنان قرار گرفته است كه گوئى اين مربوط به او نيست، غصب حق او نيست، ظلم به او نيست. ما چرا اينجورى‌ايم؟ چرا امت اسلامى به اين وضعيت دچار شده است؟ يك سرطان خطرناك مهلكى به نام دولت جعلى صهيونيستى اسرائيل در اين منطقه به دست دشمنان اسلام و دشمنان امت اسلامى به وجود آمده است. حاميانش كه در ظلم و گناهان بزرگ او شريك هستند، همچنان از او حمايت ميكنند و امت اسلامى نميتواند از خودش دفاع كند؛ اين ضعف ماست. چرا؟ اين ضعف را بايد با برگشت به اسلام، با محور قرار دادن تعاليم رسول مكرم اسلام جبران كنيم.

 امروز بيش از همه چيز، در امت اسلامى اتحاد لازم است. وحدت پيدا كنيم، حرفمان را يكى كنيم، دلمان را يكى كنيم؛ اين وظيفه‌ى يكايك كسانى است كه در اين امت بزرگ مسلمان قدرت تأثيرگذارى دارند. چه دولتها، چه روشنفكران، چه علما، چه فعالان گوناگون سياسى و اجتماعى، هر كدامى در هر كشورى از كشورهاى اسلامى هستند، وظيفه دارند امت اسلامى را بيدار كنند و اين حقائق را به آنها بگويند؛ اين وضعيت تلخ را كه دشمنان اسلام به وجود آوردند، براى آنها روشن و تبيين كنند؛ آنها را دعوت كنند به اينكه درصدد انجام وظيفه بربيايند؛ اين وظيفه‌ى همه‌ى ماست.

 برادران عزيز! خواهران عزيز! از هر جا كه هستيد، با هر مذهبى كه هستيد، بدانيد دشمنان اسلام و مسلمين امروز بيشترين تكيه‌شان بر روى ايجاد اختلاف و تفرقه است. ميخواهند نگذارند دلها به هم نزديك شود؛ چون ميدانند اگر دستها در هم فشرده شد، دلها به هم نزديك شد، امت اسلامى به فكر علاج مشكلات بزرگ خود بر خواهد آمد. منشأ بسيارى از اين مشكلات – كه يكى از آنها همين قضيه‌ى فلسطين است، يكى از آنها همين قضيه‌ى دولت جعلى صهيونيست است – قدرتمندان عالمند. دشمن ميداند كه متمركز خواهيم شد و همه‌ى امت اسلامى و همه‌ى نيروها را در اين راه به كار خواهيم برد تا با اين تجاوز آشكارى كه دارد صورت ميگيرد، مقابله كنيم؛ لذا نميگذارد دلها به هم نزديك شود.

 امروز فرياد تفرقه از سوى دشمنان اسلام بلند ميشود. مسئله‌ى شيعه و سنى را امروز آمريكائى‌ها و انگليسى‌ها مطرح ميكنند؛ اين براى ما ننگ است. تحليلگران آمريكائى و انگليسى و غربى، جزو مسائلى كه مطرح ميكنند، روى آن مطالعه ميكنند، روى آن تأكيد ميكنند، اين است كه بيائيم اسلام سنى را از اسلام شيعى جدا كنيم و بين اينها درگيرى به وجود بياوريم. دشمن ميخواهد اين كار را بكند؛ هميشه همين جور بوده است. هميشه دشمنان دنياى اسلام سعى كرده‌اند از اختلافات مذهبى و قومى و جغرافيائى و منطقه‌اى حداكثر استفاده را بكنند. امروز ابزارهاى مدرن را در استخدام اين كار به كار گرفته‌اند؛ اين را بايد ما متوجه باشيم، بيدار باشيم. ميخواهند ما را به همديگر مشغول كنند تا از آن نقطه‌ى اصلى كه ما بايد متوجه به آن باشيم، منصرف كنند. ميخواهند اقوام مسلمان، ملتهاى مسلمان، مذاهب مسلمان، از شيعه و سنى و غير اينها را متوجه به هم كنند تا مسئله‌ى اسرائيل فراموش شود. ماجراى غصب فلسطين بايد ما را به هم نزديك ميكرد. اينها دارند از همين مسئله براى دور كردن ما استفاده ميكنند. در همين ماجراى فلسطين، بين دنياى اسلام ايجاد اختلاف ميكنند؛ دولتها را در مقابل هم قرار ميدهند. مسئله‌ى فلسطين، مسئله‌ى روشنى است. هيچ مذهبى از مذاهب اسلامى ترديد ندارد كه آن وقتى كه سرزمين اسلام، سرزمين مسلمين، مورد تعرض قرار گرفت، مورد تجاوز قرار گرفت، دفاع بر همه‌ى مسلمانان واجب است. همه‌ى مذاهب اسلامى در اين متفقند؛ اين محل اختلاف نيست. اين مسئله‌ى متفقٌ‌عليه را محل ترديد قرار ميدهند، مسلمانها را شقه شقه و دسته دسته ميكنند، تعصبهاى مذهبى و طائفى را در دلها زياد ميكنند، آتش آن را برافروخته ميكنند، براى اينكه خودشان براحتى مشغول باشند.

 ما بايد بيدار باشيم؛ حرف جمهورى اسلامى اين است. جمهورى اسلامى از اول تشكيل، جزو سطور اولِ اصلىِ اهداف خودش، يكى اين را قرار داد: اتحاد مسلمانان و نزديك كردن دلهاى آنها به يكديگر، و يكى هم مسئله‌ى فلسطين را.

 در بيانات امام راحل (رضوان اللَّه تعالى عليه) اين دو نقطه، دو نقطه‌ى بسيار روشن و واضحى است: يكى مسئله‌ى اتحاد مسلمين در همه‌ى موضوعات و كم كردن اختلافات و كمرنگ كردن اختلافات، و مانع شدن از اينكه اختلافات فكرى و فقهى و كلامى و امثال اينها دو طرف را به عداوت بكشد و با هم دشمنى كنند، يكى هم مسئله‌ى فلسطين.

 جمهورى اسلامى پاى اين حرف ايستاده است. ما هزينه‌هايش را هم داريم ميدهيم. ملت ما به عنوان يك واجب، به عنوان يك وظيفه‌ى شرعى به اين قضيه نگاه ميكنند و ميدانند كه اگر اين سرطان مهلك و خطرناك از پيكر جامعه‌ى اسلامى بيرون آورده شود، بسيارى از مشكلات جوامع اسلامى حل خواهد شد و بسيارى از همكارى‌ها به وجود مى‌آيد.

 امروز كشورهاى اسلامى يك مجموعه‌ى بزرگ را تشكيل ميدهند؛ ميتوانند در ميان خودشان تبادل علم كنند، تبادل ثروت كنند، تبادل تجربه كنند، تبادل معرفت كنند، يكديگر را به پيشرفت كمك كنند و خودشان را به قله برسانند. اين غده‌ى سرطانى را اين وسط گذاشته‌اند و موجب شده‌اند كه كشورهاى اسلامى از هم دور شوند. البته ملتها با هم دشمنى ندارند؛ متأسفانه مسئولان در مواردى مقصرند.

 اين را بايد به عنوان يك درسى، يك يادآورى و تذكر مهمى در ولادت نبى مكرم اسلام (صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم) در ذهن خودمان نگه داريم، از آن درس بگيريم، از آن عبرت بگيريم، و نزديك بشويم؛ همچنان كه نزديك هم شده‌ايم. امروز خوشبختانه فرياد رساى دفاع از اتحاد امت اسلامى و بيدارى اسلامى در دنياى اسلام، در كشورهاى مختلف، در ميان ملتهاى مختلف، انعكاسهاى بسيار مطلوب و مثبتى داشته است. خداى متعال به حرف حق بركت ميدهد؛ ميروياند نهالى را كه در سرزمين حق نشانده شده است. اين حرف، امروز در دنيا وقع دارد. امروز در دنيا پذيرش وجود دارد نسبت به اين سخن حقى كه جمهورى اسلامى با صداى رسا و با همه‌ى وجود آن را بيان ميكند. دولت، ملت، مسئولين، همه و همه در اين مسائل اصولى، حرفشان يكى است، فريادشان يكى است. سخن جمهورى اسلامى در اين زمينه‌ها سخن واضحى است و بحمداللَّه انعكاس هم دارد.

 اميدواريم خداوند متعال كمك كند كه امت اسلامى روزبه‌روز بر رشد خود، بر اعتلاى خود، بر پيشرفت خود بيفزايد؛ وحدت را كه عامل مهمى در همه هست، بيشتر از پيش در ميان خود ان‌شاءاللَّه تقويت كند. اميدواريم تأييدات الهى شامل حال همه‌ى شما باشد و دعاى ولى‌عصر (ارواحنا فداه) ان‌شاءاللَّه پشتيبان همه‌ى شما باشد.

  والسّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته‌
 
1) نور: 40
2) نهج البلاغه، خطبه‌ى 89

لينك منبع

دسته هااخبار, اخبار ايران, پيامبر اعظم برچسب ها:

نوشیدن قهوه از قلب محافظت می‌کند

5 مارس 2010 Hussein بدون دیدگاه

قهوه واقعا می‌تواند جان بسیاری از انسان‌ها را از مرگ نجات دهد و دانشمندان در تحقیقات خود متوجه شدند کافئین موجود در قهوه از قلب انسان محافظت می‌کند.
دانشمندان کشف کردند که افرادی که به طور مرتب قهوه می‌نوشند با احتمال کم‌تری ضربان قلبشان نامنظم می‌شود و هرچه تعداد فنجان‌هایی که آن‌ها می‌نوشند بیش‌تر باشد به همان میزان کم‌تر به بیماری‌های قلبی دچار می‌شوند.
این مطالعات که توسط محققان کالیفرنیا انجام شده است نشان می‌دهد مصرف قهوه می‌تواند بدن انسان را از ابتلا به بیماری‌های قلبی محافظت کند.
دکتر آرتور کلاتسکی متخصص قلب و همکارانش مطالعه ای را روی 130 هزار و 54 مرد و زن که بین 18 تا 90 سال داشتند انجام دادند و متوجه شدند افرادی که 4 فنجان یا بیشتر قهوه در هر روز می‌نوشند با احتمال 18 درصد کم تر به دلیل ابتلا به اختلالات ضربان قلب در بیمارستان بستری می‌شوند.
هم‌چنین افرادی که بین یک تا سه فنجان قهوه در روز می‌نوشند احتمال بروز مشکلات قلبی را نسبت به افرادی که قهوه نمی‌نوشند تا 7 درصد کاهش می‌دهند.
بیش از دو میلیون نفر در بریتانیا به اختلالات قلبی دچار هستند که می‌تواند منجر به از دست دادن هوشیاری و حمله شود.
این تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که به طور روزانه قهوه می‌نوشند می‌توانند با این عادت خود را از آسیب‌های قلبی در امان نگاه دارند.
مطالعه دیگری که توس دانشمندان اسپانیایی انجام شده بود نشان داد نوشیدن 3 فنجان قهوه در روز می‌تواند خطر مرگ زنان بر اثر بیماری‌های قلبی را تا یک چهارم کاهش دهد.
هم‌چنین مردانی که پنج فنجان یا بیش‌تر در روز قهوه می‌نوشند با احتمال 44 درصد کم‌تر به دلیل این بیماری‌ها جان خود را از دست می‌دهند.
هم‌چنین تحقیقات نشان می‌دهد نوشیدن دو یا سه فنجان قهوه در روز می‌تواند خطر سکته را تا 20 درصد در انسان‌ها کاهش دهد.

دسته هاطبيعت, پزشكي برچسب ها:

اسکناس پلاستیکی، جایگزین پول کاغذی کانادا می شود

5 مارس 2010 Hussein بدون دیدگاه

 بانک مرکزی کانادا ، از سال آینده ، بجای اسکناس های کاغذی، اسکناس هایی از جنس پلاستیک عرضه خواهد کرد. دولت فدرال ، این خبر را دیروز و در قالب لایحه بودجه کل کشور اعلام و اضافه کرده است، این اقدام ، در راستای مدرنیزه کردن پول جاری کشور و جلوگیری از تقلب انجام می شود. اسکناس های جدید که بر روی ماده پلیمری چاپ می شود، همچنین در مقابل فرسودگی ، چهار برابر ماندگارتر از نوع کاغذی آن خواهند بود. پول پلیمری منافع دیگری نیز دارد، اینگونه اسکناس ها تمیزتر هستند و هزینه تولید آن نیز بمراتب کمتر است. ضمن اینکه بخاطر طول عمر بیشتر، همخوانی بیشتری با محیط زیست خواهد داشت. پول پلاستیکی ، پیش از این در استرالیا معرفی شد و چندین کشور جهان از جمله نیوزیلند، مکزیک و ویتنام از آن استفاده می کنند. در گزارش بودجه همچنین به اعمال تغییراتی بر روی سکه های رایج و تغییر در ترکیب فلزات بکار رفته در آنها اشاره شده است.

دسته هااخبار, اخبار جهان, كانادا برچسب ها:

دلايل وجود و ولايت حضرت مهدی(عج)

24 فوریه 2010 Hussein بدون دیدگاه

سید محمد ناظم زاده قمی، محقق حوزه علمیه قم در “الف” نوشت: 

مژده به ظهور امام مهدى(عج) از همان سالهاى آغازين ظهور اسلام آغاز شد و پيامبر گرامى اسلام(ص) در هر فرصت و مناسبتى كه پيش مى‏آمد مردم را به ظهور عدالت‏گستر موعود در آخرالزمان بشارت مى‏دادند و آنها را از نسل و تبار، تولد وغيبت، ويژگيهاى ظاهرى، نشانه‏هاى ظهور، شاخصه‏هاى قيام رهايى‏بخش و مؤلفه‏هاى حكومت جهانى آن حضرت آگاه مى‏ساختند. تا آنجا كه امروزه ما با صدها روايت كه از طريق شيعه و اهل سنت از آن حضرت نقل شده مواجهه‏ايم.

این نوشتار، جوابيه‏اي است كوتاه به تردید آقای اکبر گنجی در مورد امام عصر، كه دربردارنده نمونه‏هایی از نگاه قرآن، حضرت رسول، ائمه اطهار، بزرگان اهل سنت و دانشمندان به موضوع مهدویت و حضرت صاحب الزمان(عج) مي‏باشد.

منجی در کلام خداوند:

بيش از یکصد آيه قرآن براساس روايات معتبر به وجود حضرت امام مهدي و ويژگيهاي آن شخصيت باعظمت و همچنين قيام و انقلاب جهاني آن حضرت، اشاره كرده است. که در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می کنم:

1 ـ  خداوند می فرماید: “اراده و مشيت ما بر اين قرار گرفته كه بر مستضعفان زمين ـ كه بر اثر ستم ستمكاران به ضعف كشيده شده‏اند ـ منّت نهيم (و ايشان را مشمول مواهب خويش نماييم.) و آنها را پيشوايان و وارثان زمين قرار داده و نيرومند و صاحب قدرت و حكومت گردانيم.” این آيات بشارتي است در مورد پيروزي حق بر باطل و برچيده شدن بساط ظلم و تباهي. كه نمونه‏هاي آن را مي‏توان در پيروزي حضرت موسي و بني‏اسرائيل بر فرعونيان و همچنين پيروزي و حكومت حضرت محمد(ص) جستجو كرد اما نمونه كامل آن با ظهور حضرت امام مهدي تحقق مي‏يابد.

 حضرت اميرالمؤمنين در اين زمينه فرموده‏اند: “دنيا پس از سركشي، به ما (اهل‏بيت) روي مي‏آورد.ـ همچون شتري كه از دادن شير به دوشنده‏اش خودداري مي‏كند و براي بچه خود آن را نگه مي‏دارد.” سپس آيه “ونريد ان نمنّ …” را تلاوت فرمود. در روايت ديگري نيز درباره همين آيه مي‏فرمايد: “اين گروه آل محمد هستند، خداوند مهدي آنها را بعد از زحمتهايي كه برايشان تحميل مي‏گردد، مبعوث مي‏كند و به ايشان عزت مي‏دهد و دشمنان آنها را ذليل مي‏گرداند.” از امام سجاد(ع) نيز اين چنين نقل شده كه: “سوگند به كسي كه محمد را به حق، بشارت دهنده و بيم دهنده قرار داد، نيكان از ما اهل‏بيت و پيروان آنها به منزله موسي و پيروان او مي‏باشند و دشمنان ما و پيروان آنها به منزله فرعون و پيروان او هستند. سرانجام، پيروزي از آن ماست.”

2 ـ  در آیه دیگر می خوانیم که: “بگو: حق فرا رسيد و باطل نابود گشت، چرا كه باطل نابود شدني است.” بر اساس روايات معتبر و فراوان، اين پيروزي نهايي و حكمفرماي عدالت در سرتاسر گيتي مربوط به قيام حضرت حجت(عج) مي‏شود. امام باقر(ع) در توضيح و تفسير «جاء الحق و زهق الباطل» فرمودند: “اين سخن الهي مربوط به قيام قائم مي‏شود كه دولت باطل برچيده خواهد شد.

3 ـ  در آیه دیگري خداوند می فرماید: “ذخيره الهي براي شما بهتر است اگر مؤمن باشيد…” چون این آيه اطلاق دارد، چنين معنايي از آن بدون اشكال است كه بگوييم: بقية‏اللّه از همه چيزهايي كه شما حساب كنيد، برايتان بهتر است و هيچ نعمتي به پاي آن نمي‏رسد. هرچند كه اين آيه مربوط به داستان حضرت شعيب‏(ع) مي‏باشد. قائم نخستين سخني كه پس از قيام خويش بر زبان مي‏آورد همين آيه است. اما بر اساس روايات معتبر، اين آيه با وجود حضرت ولي‏عصر(عج) تطبيق مي‏كند. امام باقر(ع) فرمودند: “قائم  نخستين سخني كه پس از قيام خويش بر زبان مي‏آورند همين آيه است.”

4 ـ در آیه دیگر این طور آمده است که: “آنها (مخالفان اسلام) مي‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش نمايند اما خداوند اراده كرده كه اين نور الهي را همچنان برگستره و كمالش بيفزايد (تا تمامي جهان را در برگيرد.) هرچند كافران را خوش نيايد.” و سپس چنين ادامه مي‏دهد: “خدا كسي است كه رسول خويش را با هدايت و دين حق فرستاد تا وي را بر تمامي اديان پيروز گرداند، هرچند مشركان را خوش نيايد.” آيا اين پيروزي اسلام كه در این آيه بدان اشاره شده منطقه‏اي و محدود است ياخير؟ از آن جايي كه هيچ قيدي در آيه وجود ندارد تا دليل برمحدوديت اين پيروزي باشد پس بدون شك روزي فرا خواهد رسيد كه اين وعده الهي محقق گردد و در روي زمين دين اسلام، تنها دين پيروز باشد.

 براساس روايات متعدد با ظهور امام مهدي(عج)، اسلام فراگير و جهاني خواهد شد، در تفسير مجمع البيان از پيامبر اسلام(ص) چنين نقل شده است كه: “(در زمان ظهور حضرت امام مهدي) بر روي زمين هيچ خانه‏اي باقي نمي‏ماند ـ نه خانه‏هايي كه از سنگ و گِل ساخته شده و نه خيمه‏هايي كه از كرك و مو بافته شده ـ مگر آنكه خداوند نام اسلام را در آن وارد مي‏كند.” در تفسير مجمع البيان، همچنين از امام باقر(ع) چنين آورده است كه: “وعده‏اي كه در اين آيه است به هنگام ظهور مهدي محقق مي‏گردد، پس در آن روز هيچ كس روي زمين باقي نخواهد ماند مگر آنكه به (حقانيت) محمد اقرار مي‏كند.”

5 ـ  آيه شريفه دیگری که به حضرت مهدی(عج) اشاره دارد این است که: “در موقع طغيان يهود، ما يك عده را براى سركوبى آنها مى‏فرستيم كه آنها را به‏جاى خود بنشانند.” در روايات متعددى اين آيه تأويل به ظهور حضرت بقية‏اللّه‏ شده است. كه اين آيه راجع به مؤمنين و ايرانيهايى است كه قبل از ظهور حضرت مهدى زمينه ظهور آن حضرت را فراهم مى‏كنند.

در همين زمينه تفسير نورالثقلين از روضه كافى نقل كرده است كه امام صادق(ع) فرمودند: “مراد از «بعثنا عليكم» اشخاصى هستند كه قبل از ظهور مهدى با دشمنان اهل بيت مقابله و آنها را نابود مى‏كنند.   همچنین از امام صادق نقل شده است كه روزى اين آيه را قرائت فرمودند، يك نفر از اصحاب عرض كرد: “يا بن رسول‏اللّه‏ اين آيه‏اى كه الان قرائت فرموديد درباره چه اشخاصى است؟” حضرت سه مرتبه فرمودند: “واللّه‏ آنها اهل قم هستند.”

مرحوم آيت ‏اللّه مطهري مي‏نويسد: “از مجموع آيات و روايات استنباط مي‏شود كه قيام مهدي موعود آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است كه از آغاز جهان بر پا بوده است. مهدي موعود تحقق بخش ايده‏آل همه انبيا و اوليا و مردان مبارز راه حق است.”

مهدی در کلمات معصومین(ع):

در اینجا به برخی از سخنان ائمه اطهار(ع) راجع به شخصیت حضرت حجت(عج) و چگونگی ظهور ایشان، اشاره‏ای خواهیم داشت.

کلام پیامبر گرامی اسلام(ص):

حضرت محمد مصطفی(ص) در غدير خم، در جمع يكصد و بيست هزار نفر می‏فرمایند: “اى گروه مردمان! آن نور خداى تبارك و تعالى در من قرار گرفت و پس از آن در وجود على(ع)، آنگاه از او در نسلش تا «قائم المهدى» كه بازگيرنده حق است و جلب‏كننده همه حقوق ازدست رفته ما. آگاه باشيد كه خاتم اوصياء مهدى قائم از ماست. آگاه باشيد كه او بر همه اديان پيروز مى‏شود. آگاه باشيد كه او انتقامگير از ستمگران است. آگاه باشيد كه گشاينده و درهم‏كوبنده مرزهاست. آگاه باشيد كه او خونخواه همه بندگان صالح خداست. آگاه باشيد كه او كشنده هر قبيله‏اى از مشركان است. آگاه باشيد كه او نهرى خروشان از اقيانوسى بيكران است. آگاه باشيد كه او ياور دين خداى تبارك و تعالى است. …آگاه باشيد كه هر كس از (پيامبران و امامان) پيش از او، نويد آمدنش را داده‏اند. آگاه باشيد كه او تنها حجت‏بازمانده خداوند است، بعد از او حجتى نيست، حقى جز با او و نورى جز در پيش اونيست. آگاه باشيد كه احدى بر او چيره نيست و كسى او را شكست ندهد. گاه باشيد كه او ولى خدا در روى زمين، و داور او در ميان مردم و امين او در آشكار و نهان است.”

کلام اميرالمومنين علي(ع):

وصي رسول خدا امام ‌علی‌(ع‌) فرمود: “هنگامی‌ که‌ قائم‌ ما بپا می‌خیزد، بیعتی‌ از هیچکس‌ بر عهده‌ ندارد و از همین‌ روست‌ که‌ ولادتش‌ پنهان‌ می‌باشد وغیبت‌ اختیار می‌کند!” و نیز فرموده‏اند: “برای‌ قائم‌ ما خاندان‌ غیبتی‌ است‌ طولانی‌؛ گویا شیعیان‌ را می‌بینم‌ که‌ در غیبت‌ او چون‌ چرندگانی‌ در جستجوی‌ چراگاه‌ سرگردانند؛ آگاه‌ باشید هر کس‌ از آنان‌ که‌ بر دین‌ خود پایدار بماند و درازی‌ مدّت‌ غیبت‌ پیشوایش‌، قلب‌ او را به‌ قساوت‌ واندارد، او در رستاخیز همراه‌ من‌ و در درجه‌ من‌ خواهد بود.” و باز می فرمایند: “صاحب‌ الامر از فرزندان‌ من‌ است‌. اوست‌ همان‌ کسی‌ که‌ در خصوصش‌ گویند: در گذشته‌ یا نابود گشته‌! یا آنکه‌ (اگر زنده‌ باشد) معلوم‌ نیست‌ به‌ کدام‌ سرزمین‌ رفته‌ است‌!”

در جای دیگر می فرمایند: “همانا در هر سال‌ شب‌ قدر وجود دارد و در آن‌ شب‌ مقدّرات‌ سال‌ آینده‌ نزول‌ می‌یابد، و موضع‌ نزول‌ نیز والیانی‌ هستند که‌ پس‌ از رسول‌ گرامی اسلام(ص‌) عهده‌دار امر ولایتند، و نخستین‌ ایشان‌ منم‌ و سپس‌ یازده‌ فرزندم‌، پیشوایانی‌ که‌ فرشتگان‌ با ایشان‌ سخن‌ گویند.” همچنین امیرمؤمنان‌ علی‌(ع‌) پس‌ از پایان‌ پیکار نهروان‌ در ضمن‌ سخنانی‌ که‌ ایراد کرد، فرمود: “ای‌ فرزند بهترین‌ بانوان‌، تا کی‌ برای‌ دریافت‌ فرمان‌ ظهور از جانب‌ خداوند، انتظار خواهی‌ برد؟ بیا! و به‌ پیروزی‌ بزرگ‌ و نزدیک‌ از سوی‌ پروردگار مهربان‌ بشارت‌ ده‌.”
دیگر بار فرموده است: “آنگاه‌ که‌ وضع‌ زندگی‌ مردم‌ به‌ آنجا برسد که‌ از هر جانب‌ ستم‌ و آشوب‌ روی‌ دهد، آن‌ سیّد بزرگوار و سرور عالی‌ مقدار ظاهر می‌گردد و بر اریکه‌ حکمرانی‌ قرار می‌گیرد. یاران‌ وی‌ از هر سو چون‌ پاره‌های‌ ابر بهم‌ پیوسته‌ پیرامونش‌ فراهم‌ می‌آیند. او و پیروانش‌ بر دین‌ حق‌ پایدار می‌مانند.”

کلام حسن بن علی(ع):

امام حسن(ع) در پاسخ به کسانی که در جریان صلح با معاویه به حضرت خرده گرفتند، فرمود: “آيا خبر نداريد كه هيچ يك از ما نيست مگر آنكه بيعت طاغوت زمان خود را به گردن دارد؛ جز قائم ما(عجّ) كه روح خدا ـ عيسي بن مريم ـ پشت سر او نماز مي‏گزارد. زيرا خداي سبحان ولادت او را پنهان و شخص او را غايب مي‏كند تا وقتي ظهور كرد، كسي بر عهده‏اش پيماني نداشته باشد. او نهمين فرزند برادرم حسين و فرزند سرور كنيزان عالم است كه خدا غيبتش را طولاني مي‏كند، بعد با قدرت خود در شكل جواني كمتر از چهل سال آشكار مي‏كند تا بدانند كه خدا بر هر چيزي تواناست.”

همچنین در جای دیگری امام حسن(ع) فرموده است: “سوگند به خدا! رسول اللّه اين عهد را به ما سپرد كه اين ولايت خداوندي را دوازده امام كه يازده نفر آنان از فرزندان علي و فاطمه است، مالك خواهند شد، كه هيچ يك جز با زهر يا قتل از دنيا نخواهند رفت.” و همچنین می‏فرماید: “اين امري را كه انتظار مي‏كشيد، واقع نخواهد شد، تا برخي از شما از بعض ديگر برائت جويد و يكي از شما ديگري را لعنت كند و در چهره ديگري آب دهن اندازد و يكي از شما بر كفر ديگري شهادت دهد. در آن زمان قائم ما قيام مي‏كند و همه آنها را بر مي‏دارد.”

کلام سید الشهدا، حسین بن علی(ع):

حارث اعور از اصحاب امام حسين(ع) به ايشان عرض كرده است: “اي زاده رسول خدا! فدايت شوم. مرا از معناي آيه شريفه – والشمس و ضحيها- مطّلع ساز. حضرت فرمود: مراد از خورشيد، رسول الله(ص) مي‏باشد.  پرسيد: فدايت شوم! منظور از آيه شريفه – والقمر اذا تليها  – چيست؟ فرمود: منظور از ماه، اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب(ع) است كه بعد از پيامبر(ص) مي‏باشد. گفت: مقصود از آيه شريفه – والنهار اذا جلّيها- چيست؟ فرمود: مقصود از روز، قائم آل محمد حضرت حجت است كه زمين را پر از قسط و عدل می كند.” همچنین درباره غيبت امام مي‏فرمايد: “براي صاحب اين امر دو غيبت است كه يكي از آنها آن‏قدر به طول مي‏انجامد كه گروهي مي‏گويند: مرده و برخي گويند: كشته شده و بعضي گويند: رفته است. احدي از دوستان و غيره، از اقامتگاه او آگاه نمي‏شود، جز خدمت‏گذاري كه متصدي امور اوست”.

همچنين امام(ع) در جای دیگر مي‏فرمايد: “براي او غيبتي است كه گروه‏هايي در آن از دين بر مي‏گردند و گروه‏هايي ديگر بر آيين خود استوار مي‏مانند و در اين راه آزارها مي‏بينند. به آنان گفته مي‏شود: اين وعده كي واقع خواهد شد اگر راستگو هستيد؟ آنان كه بر اين آزارها و تكذيب‏ها صبر كنند، همانند كسي‏اند كه شمشير به دست گرفته و در پيشاپيش رسول اكرم (ص) جهاد مي‏كند “. سالار شهيدان در اين زمينه مي‏فرمايد: “اگر از عمر دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدري طولاني فرمايد تا آنكه مردي از فرزندان من خروج نمايد و زمين را پر از عدل و داد نمايد، همچنانكه پر از ظلم و جور شده باشد، من از رسول خدا(ص) اين چنين شنيدم.”

کلام باقر العلوم(ع):

امام باقر(ع) فرموده است: “سوگند به خدا! گويا قائم را مي بينم در حالي كه به حجرالأسود تكيه داده است و خداي سبحان را به حقّ خويش سوگند مي دهد و مي فرمايد: اي مردم! هركس درباره خدا با من بحث و مناقشه كند، من شايسته ترين مردم نسبت به خدا هستم. اي مردم! هركس درباره آدم با من مناظره كند، من شايسته ترين فرد به آدم هستم. اي مردم! هر كس درباره نوح با من مناقشه كند، من نزديك ترين فرد به او هستم.”

همچنین امام(ع) در باب لحظات ظهور قائم اين گونه می‏فرماید: “مهدي هنگام نماز عشا ظهور مي كند. او در حالي كه پرچم رسول را بر دوش و پيراهنش را بر تن و شمشيرش را به دست گرفته است، تمام نشانه ها و نور و بيان را به همراه خود دارد. بعد از اقامه نماز عشا با صداي رسا و بلند خود مي فرمايد: اي مردم! خدا را به ياد شما مي آورم، شما اينك در پيشگاه خدا ايستاده ايد. او حجّت خود را برگزيد و پيامبران را برانگيخت؛ و كتاب آسماني فرو فرستاد.”

کلام امام رضا(ع):

دعبل خزایی، شاعر معروف اهل‏بيت، روزي در حضور امام رضا(ع)، قصيده معروفي را که در حق خاندان پيامبر اكرم(ص) سروده بود، براي آن حضرت خواند. آن گاه كه به توصيف مهدي(عج) رسيد و در بيت زيبا در معرفي ويژگي‏هاي آن حضرت قرائت كرد، امام رضا با شنيدن اين دوبيت به شدت تحت تأثير قرار گرفته، گريه كردند و فرمودند: “اي دعبل، روح القدس اين دو بيت را بر زبان تو جاري ساخته است. آيا مي‏داني آن امام كيست؟ دعبل گفت: از سخنان شما شنيده‏ام كه وي امامي است كه پس از قيام، زمين را از تباهي‏ها پاك مي‏سازد. امام رضا(ع) در معرفي امام(عج) به دعبل فرمودند: “اي دعبل، امام بعد از من پسرم محمد و بعد از محمد پسرش علي است و بعد از علي، پسر او حسن و بعد از حسن، پسرش حجت است كه او قائم ما اهل بيت است. مردم با تقوا در دوران غيبت او در انتظارش به سر مي‏برند. چون قيام كند از او فرمان مي‏برند. اگر از عمر دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدري طولاني خواهد ساخت تا او ظهور كرده زمين را بعد از آن كه پر از تباهي شده است از عدل و داد مملو سازد.”

همچنین علي بن موسي الرضا(ع) می فرمایند: “نشانه او اين است كه سن پيران و چهره جوانان دارد، تا آنجا كه وقتى كسى او را مشاهده مى‏كند گمان مى‏برد كه چهل سال يا كمتر سن دارد. به درستى كه از نشانه‏هاى او اين است كه گذر شب و روز او را پير و سالخورده نمى‏سازد تا زمانى كه اجل او فرا رسد.” آن حضرت در روايت ديگرى به توصيف جمال نورانى امام دوازدهم پرداخته و مى‏فرمايد: “پدر و مادرم به فداى او كه همنام جدّم، شبيه من و شبيه موسى بن عمران است. بر او نوارهاى نورانى است كه از پرتو نور قدس روشنايى مى‏گيرد.”

موضوع ديگرى كه در زمينه باور مهدوى در كلام امام رضا(ع) يافت مى‏شود، موضوع انتظار فرج است. آن حضرت در روايات متعددى به موضوع فضيلت انتظار فرج اشاره كرده‏اند. از جمله اینکه: “چه نيكوست صبر و انتظار فرج، آيا سخن بنده صالح خدا  شعیب، را نشنيدى كه فرمود: و انتظار بريد كه من با شما منتظرم … بر شما باد به صبر و بردبارى؛ چرا گشايش بعد از نااميدى فرا مى‏رسد و به تحقيق كسانى كه پيش از شما بودند از شما بردبارتر بودند.” همچنین می فرمایند: “… آيا هيچيك از شما خوش ندارد كه در خانه خود بماند، نفقه خانواده‏اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنين حالى از دنيا برود مانند كسى است كه به همراه رسول خدا(ص) در بدر به شهادت رسيده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نيايد مانند كسى است كه به همراه قائم ما و در خيمه او باشد.”

منجی در کلمات اهل سنت:

1 ـ شبلنجي در “نور الابصار” فصلي با عنوان “مناقب محمد بن الحسن” بیان کرده است، و می‏گوید: “مادرش، ام ولد بود و نام او نرجس يا صقيل و يا سوسن بود، و كنيه‏اش ابوالقاسم و اماميه لقب او را حجت، مهدي، خلف صالح، قائم، منتظر و صاحب الزمان، معرفي كرده‏اند. مشهورترين لقب او، «مهدي» است. ”

2 ـ كنجي شافعي در “كفايه الطالب” مي‏گويد: “ابو محمد حسن عسگري فرزند هادي، تولدش در مدينه بوده و در سامراء در همان خانه‏اي كه پدرش هادي دفن شد، مدفون گشت، و از خود فرزندي به جاي گذاشت كه همان امام منتظر مي‏باشد.”

3 ـ محمد بن غامر شبراوي شافعي مي‏نويسد: “دوازدهمين امام، ابوالقاسم محمد است كه گفته مي‏شود او همان مهدي منتظر است. تولد امام محمد الحجه بن الامام الحسن الخالص، در سامراء شب نيمه شعبان سال 255، پنج سال قبل از فوت پدرش، بوده است. پدرش ولادت او را به دليل سختي زمانه و ترس از حكومت وقت، مخفي و مستور نگاه داشت؛ زيرا آنها (حكومتيها) در پي هاشميان بودند تا آنان را محبوس نموده و يا به قتل برسانند.”

4 ـ ابن حجر هيثمي مي‏گويد: “حسن عسكري جز يك فرزند از خود به جاي نگذاشته كه ابوالقاسم محمد الحجه است، و سن او هنگام وفات پدرش پنج سال بوده لكن خداوند حكمت را در او نهاده است. و او القائم المنتظر نيز ناميده مي‏شود؛ زيرا گفته مي‏شود وي در مدينه از نظرها پنهان شد و معلوم نيست كجا رفته است.

5 ـ ابن خلكان مي‏نويسد: “ولادت او روز جمعه سال 255 هجري اتفاق افتاد، و ابن ازرق در تاريخ ميافارقين مي‏گويد امام مذكور در نهم ربيع الاول سال 258 هجري متولد شد، و گفته مي‏شود در هشتم سال 256 هجري تولد يافته كه به عقيده ما همين قول صحيح مي‏باشد.”

6 ـ كمال الدين محمد طلحه شافعي مي‏گويد: “مهدي از فرزندان بتول طاهره كه پاره تن رسول خدا است، مي‏باشد و مولدش در سامراء در بيست و سوم رمضان سال 258 هجري اتفاق افتاد و پدرش الحسن الخالص، و مادرش ام ولد بود كه به نام صقيل يا حكيمه معروف بود.”

7 ـ سبط بن الجوزي در كتاب “تذكرة الخواص” پس از اين كه نام حضرت مهدي را ذكر و نسب او را به علي بن ابي طالب مي‏رساند، مي‏گويد: “محمد بن الحسن، كنيه‏اش ابو عبداللّه و ابوالقاسم است كه او همان خلف حجت و صاحب الزمان است و گفته مي‏شود مادر او ام ولد بوده و نامش صقيل بوده است. ”

8 ـ ابن صباغ مصري مي‏نويسد: “ابوالقاسم محمد الحجه بن الحسن الخالص، در سامراء و در شب نيمه شعبان سال 255 هجري، متولد شد. سپس سلسله نسب او را ذكر كرده و تا علي بن ابيطالب مي‏رساند.”

9 ـ عبدالوهاب شعراني مي‏نويسد: “پيش‏بيني مي‏شود مهدي خروج كند و او از اولاد حسن عسكري است و زمان تولدش در شب نيمه شعبان سال 255 هجري بوده است، و هم اكنون زنده است تا اين كه عيسي مسيح با او هم پيمان شود. عمر شريف او تا اين زمان كه سال 958 هجري است، 706 سال است. ”

10 ـ محمد صالح حسينى ترمذى حنفى از سلمان فارسى نقل كرده مى‏گويد: “داخل محضر رسول خدا(ص) شدم ناگاه ديدم كه حسين(ع) بر روى زانوى آن حضرت است. حضرت چشمها و دهان حسين را مى‏بوسيد و مى‏فرمود: تو آقايى فرزند آقايى، تو امامى، پسر امامى، تو حجتى فرزند حجتى. پدر 9‏ نفر حجتى از صلب تو كه نهم آنها قائم آنهاست.”

11 ـ شيخ‏الاسلام حموئى جوينى شافعى از حسين بن خالد نقل كرده كه على‏بن‏موسى‏الرضا(ع) فرمود: “كسى كه ورع ندارد، دين ندارد و كسى كه تقيه ندارد ايمان ندارد. گفته شد يابن رسول‏الله تا كى تقيه كنيم؟ فرمود: تا روز وقت معلوم و آن روز خروج قائم ماست هر كسى تا قبل از خروج قائم تقيه را ترك كند از ما نيست.”

مهدی در کلام دو اندیشمند:

ملاصدرای شیرازی

‌صدرالمتالهین(ره) بعد از تبيين‌ اصل ضرورت‌ و تداوم‌ حجت در زندگي‌ بشري‌ و دفاع‌ از مذهب‌ بر حق‌ اماميه، بعضي‌ از شبهاتي‌ را كه‌ ديگران‌ وارد كرده‌اند، مطرح‌ كرده‌ و به‌ آنها پاسخ‌ مي‌دهد.

1 ـ طول‌ عمر حضرت: ‌يكي‌ از شبهاتي‌ كه‌ مخالفان‌ و منكران‌ وجود مهدي(عج) كراراً مطرح‌ مي‌كنند، مسأله‌ طول‌ عمر حضرت‌ است‌ و گاه‌ متفكّرانه‌ مي‌گويند: با اصول‌ علمي‌ و طبّي‌ سازگار نيست‌ كه‌ انساني، عمري‌ به‌ اين‌ درازي‌ داشته‌ باشد؟ که مرحوم ملاصدرا می گوید: اولا : اين‌ شبهه‌ علمي‌ نيست‌ و صرف‌ استبعاد است. ثانيا : وجود در دوره‌هاي‌ گذشته نیز ما افرادی داشته ایم که طول عمر بسیار داشته اند. ثالثاً : ادلّه‌ طبي‌ و نجومي‌ موافق‌ با طول‌ عمر است.

2 ـ فايده‌ امام‌ غايب‌: ‌نكته‌ ديگري‌ كه‌ برخي‌ به‌ عنوان‌ شبهه‌ مطرح‌ مي‌كنند، اين‌ است‌ كه‌ فايده‌ امام‌ غايب‌ چيست؟ که صدر المتالهین در جواب می گوید: اولا : غرض‌ اصلي‌ از خلقت‌ امام، هدايت‌ رهبري‌ مردم‌ نيست‌ كه‌ اگر اين، محقق‌ نشد امام‌ فاقد فايده‌ خود گردد؛ بلكه‌ هدف‌ از خلقت‌ اين‌ موجودات‌ اشرف، اين‌ است‌ كه‌ آنان‌ واسطه‌ در فيض‌اند. ‌بر اين‌ اساس‌ فرقي‌ ندارد كه‌ امام‌ “ظاهر مشهور” باشد يا “خامل‌ مستور” ثانیا :  فوايد امام‌ منحصر و محصور به ‌ديدن‌ او نيست‌ و فوايد زيادي، بدون ‌رؤيت ‌او مي‌تواند نصيب ‌جامعه‌ ديني ‌گردد، معرفت‌ امام‌ و تصديق‌ به ‌وجودش ‌و اعتراف‌ به‌ خلافت ‌الهي ‌او، فوايد كثيري‌ را متوجه‌ مؤ‌منان ‌مي‌كند و فايده‌، منحصر در مشاهده‌ ‌او نيست.
 
هانری کربن اسلام شناس غربی

كربن در تحليلى جالب از حضرت قائم(عج) مى‏نويسد: “جلوه ظهور او بر مردم، همان مفهوم تهذيب و تجديد عالم روحى آنان است و بالنتيجه همان مفهوم عميق انديشه‏اى است كه شيعه از غيبت و ظهور امام دارد. مردم شايستگى خود را براى ديدن امام از بين مى‏برند، آنگاه خود بين امام و خويشتن حجاب مى‏گردند، زيرا وسيله و آلت تجلى و مشاهده آن را; يعنى معرفتى را كه از راه قلب حاصل مى‏شود از دست مى‏دهند، يا آن را فلج‏ساخته و از قدرت و كار مى‏اندازند. پس تا وقتى كه مردم مستعد شناسايى و معرفت امام نگردند، سخن گفتن از ظهور امام غايب هيچ معنى نخواهد داشت.”

در جای دیگر می گوید: “سلطنت امام، مقدمه رستاخيز عظيم (قيامة القيامة) است. رستاخيز يا برخاستن مردگان به همين نسبت قيام عمومى حضرت حجت، مجال براى تحقق فلسفه وجودى بشر در حيات زمينى خود است. به عبارتى معاد شيعه همچون معاد زرتشتى قرار گرفته، تحت تاثير قائم و اصحاب او قرار دارد. در عين حال هجرت انفرادى را از انديشه «قيامت كبرى‏» يعنى فرا رسيدن دهر جديد جدا نمى‏سازد.

كربن در بخش ديگرى از نوشته‏هاى خود به بيان تفاوت عقيده مسيحيان به حضرت عيسى بن مريم، پرداخته و پس از اذعان به اين نكته كه امامان همه نور و حقيقت واحدى هستند كه در دوازده شخص متمثل شده‏اند مى‏نويسد: “وقتى نسبت لاهوت و ناسوت را در شخص امامان در نظر بگيريم، مى‏بينيم مساله به هيچ روى شبيه به اتحاد اقنومى در طبيعت نيست. امامان، ظهورات و تجليات الهى هستند. قاموس فنى زبان، كلمات را پيوسته به مقابله با عمل آيينه باز مى‏گرداند. پس بدين گونه، امامان همچون ظهور الهى، بى هيچ كم و بيش «اسماء الله‏» مى‏باشند و به اين عنوان از دو مهلكه تشبيه و تعطيل مصونند.”

دسته هاحضرت مهدی(عج), دين مبين اسلام برچسب ها: